sharghitarin hadeseh




Monday, December 02, 2002

٭ دلم كشيده بازم بنويسم.


........................................................................................

Saturday, July 06, 2002

٭ زن در ادبیات ما (2)
امام محمد غزالی کتاب « نصیحت الملوک» را چنان که از نامش بر می آید برای پند به پادشاهان نوشته است. امام غزالی حکایت شگ�تی در کتاب مذکور می آورد که از مثل او بعید است:
« چون حوا در بهشت نا �رمانی کرد و گندم خورد، حق تعالی زنان را هشت ده چیز عقوبت �رمود کردن. جدا شدن از پدر و مادر ومرد بیگانه را به شوهرکردن، کمی میراث، طلاق که به دست ایشان نگردد، امیری را نشاید ونه نیز قضا را و نه حکم را،...»
این نکته را باید متذکر شد که اگر مجازات زنان به سبب خطای حوا، اینهاست، در مقابل مردان نیز به علت خطای آدم باید مجازات می شدند وگرنه عدالت رعایت نشده است.
غزالی در بیان خوی و سیرت زنان آنان را با انواع حیوانات مقایسه می کند و این کار از کسی مثل غزالی بعید است :
« بدان که جملگی خوی زنان برده گونه است و خوی هر یک به ص�ت چیزی از حیوانات ماننده است. یکی چون خوک، دوم چون کپی ( بوزینه) سه دیگر چون سگ، چهارم چون مار، پنجم چون استر، ششم چون کژدم، ه�تم چون موش، هشتم چون کبوتر،نهم چون روباه، دهم چون گوس�ند.» که ت�سیر آن چنین است:« زنی که به خوی خوک بود خوردن و شکستن داند و شکم آکندن و باک ندارد هر جا که رود و غم دین و نماز و روزه نخورد و ت�کر مرگ و قیامت و ثواب و عقاب نکند و غا�ل بود از خشنودی و خشم خدای و نگاه داشتن �رزندان و ادب کردن ایشان و علم قرآن و ادب آموختن و همیشه پلید جامه بود.» سپس در باره بقیه توضیح می دهد ودر آخر زنی که خوی گوس�ند دارد:« و زنی که خوی گوس�ند دارد مبارک بود همچون گوس�ند که اندر همه چیزهای وی من�عت یابی. زن نیک همچنین با من�عت بود بر شوهر خویش و بر اهل و همسایگان خویشتن رحیم بود و بر خان و مان و �رزندان مش�ق و مهربان بود و طاعت دارد خدای جل و جلاله را.»
10/9 زنان به حیوانات بد خو تشبیه می شوند و آن 10/1 نیز خوبیشان این است که چون گوس�ند سر به زیرند و همگان از آنها ن�ع می برند و البته اطاعت خداوند تعالی نیز می کنند. غزالی در احیاءالعلوم مرد را به غیرت ورزی شدید �را می خواند و حد اعلای غیرت را آن می داند که مرد نگذارد هاون کو�تن زن را هم مرد بیگانه بشنود و با این گونه اندیشه ها جایگاه اجتماعی زن در جوامع پیشین روشن می شود.



........................................................................................

Friday, July 05, 2002

٭ بعضی وقتا Ú©Ù‡ آدم هیچ کاری از دستش بر نمیاد برای دیگرون انجام بده، همون 3-2 کلمه حرÙ�Ø´ Ù…ÛŒ تونه بهترین
و مؤثرترین کمک باشه. دیدی وقتی می خوای به یه ن�ر روحیه و انرژی بدی خودت چندین برابر انرژی می گیری؟
من الآن حسابی شارژم و پر انرژی. قاطی حر�ام مجبور بودم چند تا دروغ هم بگم. ولی عیبی نداره، بذار ساده ترین دروغهای خوب رو باور کنیم. شاید یه روز بد تبدیل به یه روز خوب بشه، شاید یه لحظه تبدیل به مهمترین و مؤثرترین لحظه زندگی بشه. شاید با باورکردن یه دروغ ساده ، سرنوشت آدم عوض بشه.کسی چه می دونه!


........................................................................................

Thursday, July 04, 2002

٭ در اوج ناراحتی وبیحوصلگی، یه چیزای خیلی ساده وکوچیک متونن آدم رو سر حال بیارن. یه لبخند توی آینه، یه آهنگ، یه جمله، یه تصویر، یه خاطره،... . زندگی خیلی ساده است.ما خودمون Ù…ÛŒ پیچونیمش، Ù…ÛŒ چرخونیمش، Ú†Ù¾ Ú†Ù¾ نگاش Ù…ÛŒ کنیم یا با چشمای نیمه باز، یا اصلا نگاش نمی کنیم.بعدم میگیم:" وای! Ú†Ù‡ لولوییه این زندگی!"
بیچاره زندگی!!!



٭ تنهایی مرا
پروانه گم شده در باد
رقص عل�
نغمه باران
زمزمه باد
خنده خورشید
می شکند
نگاه کن!
پیوند رابطه من از کجاست تا به کجا!



٭ زن در ادبیات ما(1)
ادبیات ما هم، همچون �رهنگ ما که خود در شکل گیری آن دخالت مستقیم دارد مردمدارانه و مردسالارانه است. امروزه جامعه شناسان هم بر این حقیقت مسلم تأکید می ورزند که بسیاری از ص�ات اخلاقی که به زن نسبت داده می شود غریزی و �طری او نیست و تنها �رایند طبیعی تأثیر محیط اجتماعی است. از این روست که میبینیم در بسیاری از قبیله ها و قومها به تناسب شکل زندگی و شرایط جغرا�یایی، زنان وظای�ی را بر عهده می گیرند که در جوامع دیگر تنها مردان از عهده آن بر می آیند. خلاصه سخن اینکه در سراسر متون ادبی ما – به استثنای اندکی- هر جا پای زن در میان است، م�اهیمی مثل ضع� و زبونی و ترس و �ریبکاری و بی و�ایی از آن انتزاع می شود.
مورخ نامی ابوال�ضل بیهقی معتقد است بزرگترین عنصر سازنده تاریخ مرد است.در تاریخ �ارسی �راوان به ذکر نام ونشانه ها و ویژگیهای غلامان بر می خوریم اما از برجسته ترین زنان کمترنام و ردپایی مشاهده می کنیم. در این میان ص�تی که به زن تقدیم می شود "ضعی�ه" بودن است.و جواب "�خری عادل" شاعر معاصرچه گویاست:
صبا ز قول من این نکته را ز مرد بپرس
چرا ضعی�ه در این ملک نام من باشد
اگر ضعی�ه منم پس چرا به عهده من
وظی�ه پرورش مرد پیلتن باشد؟
اما شاعران گذشته اگر اکنون زنده بودند شاید پاسخی در مقابل این است�هام نداشتند. شاعرانی که زن را نماد سستی و زبونی و بی جرأتی می دانستند:
مکن به مشورت ن�س زن ص�ت کاری
اگر ز مردی و مردانگی نشان داری
گر مرد رهی همدم و همدردم باش
پس زن ص�تی مکن یکی مردم باش
"صائب تبریزی"

انکار چه می کنی بیا گر مردی
همزانوی من دمی در این دردم باش
"عطار نیشابوری"

در ماجرای یوس� و زلیخا قضیه روشن است که زلیخا به نیرنگ متوسل شد و یوس� را گناهی نبود ولی نتیجه گیری کلی از این واقعه به هیچ روی درست نیست.در مثنوی ویس و رامین می خوانیم:
چه نیکو گ�ت موبد پیش هوشنگ
زنان را آز بیش از شرم و �رهنگ
زنان در آ�رینش ناتمامند
ازیرا خویش کام و زشت نامند
دو کیهان گم کنند از بهر یک کام
چو کام آید بجویند از خرد نام


(تو این کاغذایی که پیدا کردم، منبع و مرجع خاصی رو ننوشتم.متأس�انه خودمم یادم نمیاد اینا رو از کجا آ وردم. )



........................................................................................

Tuesday, June 18, 2002

٭ از شنبه دیگه امتحانام شروع Ù…ÛŒ شه . تنها خوبیش اینه Ú©Ù‡ تو این گرما کمتر از خونه بیرون Ù…ÛŒ رم. دیروز یه تحقیق نا تمام دوره دبیرستانم Ú©Ù‡ راجع به زن در ادبیات Ù�ارسی بوده رو پیدا کردم. جالبه. اگه Ù�رصت کنم حتما اینجا Ù…ÛŒ نویسمش.
امتحانها و تحویل کارام که تموم شه، یه سر و سامونی به این شرقی ترین حادثه می دم.



........................................................................................

Monday, June 17, 2002

٭ یادش به خیر . بچه بودیم.از من بزرگتر بود. اغلب با هم بودیم . همبازی خوبی بود. بعد از Ú©Ù„ÛŒ بازی کردن وقتی خسته Ù…ÛŒ شدیم ØŒ Ù…ÛŒ نشستیم حدس Ù…ÛŒ زدیم Ú©Ù‡ شکلاتای بابا بزرگ بعد از ورود به خونه کجا غیب شدن وبعد عملیات Ú©Ø´Ù� شکلات را شروع Ù…ÛŒ کردیم. شبایی Ú©Ù‡ Ù…ÛŒ رÙ�تیم خونه هم بخوابیم، تا 3-2 شب بیدار Ù…ÛŒ موندیم.بس Ú©Ù‡ حرÙ� Ù…ÛŒ زدیم. بس Ú©Ù‡ راز داشتیم. بچه بودیم. رازهامون کوچیک بود. اون هیچ وقت رازدار خوبی نبود. همیشه رازهای منو به مامانش Ù…ÛŒ Ú¯Ù�ت ومامانش به مامانم.از این طریق مامان منو از کارام مطلع Ù…ÛŒ کرد.همیشه Ù�کرا Ùˆ نقشه های پلید مال من بود. نقشه دزدی خیارشورای مامان بزرگ Ùˆ شکلاتای بابا بزرگ، کتک زدن پسر بچه لوس همسایه، از توی پنجره تÙ� انداختن Ùˆ آب ریختن رو سر عابرای تو Ú©ÙˆÚ†Ù‡ Ùˆ... .
وقتی بهش زور می گ�تن، خودمو می کشتم که بره یه جواب گنده بده یا یه جوری تلا�ی کنه که حد اقل دل من خنک بشه اما هیچ وقت دلم خنک نشد یا در حال خنک شدن بود که تمام کاسه کوزه ها سر خودم می شکست. آخه همه می دونستن اون اهل تلا�ی کردن نیست. �قط بلد بود ببخشه.
بچه بودیم. دنیامون کوچیک بود. دنیای اون پر از آدمای مهربون بود. یعنی اصلا دیو و غول و هیولا و آدم بد و وحشتناک نمی شناخت. شاید �کر می کرد همه مثل خودش خوبن. خیلی خوب بود. خیلی ساده بود. هنوزم خوبه، هنوزم ساده است. همیشه دوستش دارم. آبی آبییه.خالص.
اون وقتا بچه بودیم. رازهامون کوچیک بود، �کرامون کوچیک بود، دنیامون کوچیک بود، قدمهامون کوچیک بود.
اما حالا... دیگه بزرگ شدیم. خیلی وقته �رصت نشده هیچ رازی را بهش بگم. خیلی وقته شب نر�تم خونشون که تا نص�ه شب حر� بزنیم.
یه مدته که �کرای بزرگی تو سرشه. قدمهاش بزرگ شدن. آدمای جدید قراره وارد زندگیش بشن. نگرانم. نگرانم که نکنه تو انتخاب اون آدمای جدید،زندگی جدید و دنیای جدید اشتباه کنه. خدایا! حواست باشه راه درست را انتخاب کنه.



٭ "حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش با دیگران مشکن. Ú©Ù‡ ماهر یک یگانه ایم.موجودی بی نظیر Ùˆ بی تشابه. Ùˆ آرمانهای خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد Ù…Ú©Ù†. تنها تو Ù…ÛŒ دانی Ú©Ù‡" بهترین" در زندگانیت چگونه معنا Ù…ÛŒ شود.از کنار آنچه با قلب تو نزدیک است آسان مگذر. بر آنها Ú†Ù†Ú¯ در انداز آنچنان Ú©Ù‡ بر زندگی خویش، Ú©Ù‡ بی حضور Ø¢ نان زندگی Ù…Ù�هوم خود را از دست Ù…ÛŒ دهد.با دم زدن در هوای گذشته Ùˆ نگرانی Ù�رداهای نیامده زندگی را مگذار Ú©Ù‡ از لا به لای انگشتانت Ù�رو لغزد Ùˆ آسان هدر شود.همه چیز در آن لحظه ای به پایان میرسد Ú©Ù‡ قدمهای تو باز Ù…ÛŒ ایستد. Ùˆ هراسی به خود راه مده از پذیرÙ�تن این حقیقت Ú©Ù‡ هنوز پله ای تا کمال Ù�اصله باشد. ...."
اینو تو برد دانشکده زدن.زیرش هم یه چیز جالب تر زدن.گزارش کار نقشه برداری اینجانب!!!! گزارش کارمو گم کرده بودم، انگار یه آدم باهوش پیداش کرده و پس از اندکی ت�کر و تامل به این نتیجه رسیده که تنها چاره و بهترین راه مطلع کردن من است�اده از برد هست وبس. واقعا باید به اون کسی که این کار را کرده یه احسنت و دستمریزاد گ�ت!!!ولی کاش یه جور دیگه به من اطلاع داده بود که من نخوام 3-2 روز دنبال اون کسی بگردم که کلید برد را داره.



........................................................................................

Wednesday, June 05, 2002

٭ "اسکناسهای کهنه را نوار های چسب حمایت میکنند، سربازان را سنگرها."
" هیچ قانونی از رنگ سبز و بوی بهار حمایت نمی کند."


........................................................................................

Home